تبليغاتX
فصلنامه کلکین: نشریه علمی- پژوهشی

محمد علی حیدری                                                                 

کابل اکسپرسِ اثر هنری یا توطئه فرهنگی  

 

حرف اول: بازخوانی یک آرمان

 در میان رهبران و اندیشمندان هر جامعه معمولاً شخصیت هایی ظهور می کنند که آرمان، اهداف، اندیشه و عملکردهای آنها برای همیشه الگو، راهنما و تعیین کننده آرمانهای جامعه و تشخیص دهنده مسیر و هویت آن جامعه می باشند.
در جامعه سیاست زده و استبداد زده افغانستان نیز در میان رهبران معاصر کشورمان شخصیت، آرمان، اندیشه و رهبری منحصر به فرد شهید عبدالعلی مزاری(ره) از اهمیت و جایگاه والایی برخوردار می باشد.
شخصیتی که توانست در برهه ای از تاریخ معاصر کشور بدرخشد و بتواند پرچم عدالت خواهی و مبارزه با استبداد و انحصار را بر دوش گیرد و در راستای ایجاد وحدت ملی و برقراری عدالت اجتماعی که قرنها گمشده جامعه بوده گامهای مؤثری بردارد.
شهید مزاری(ره) شخصیتی که از درون جامعه استبداد زده، پردرد و محروم جامعه معاصر افغانستان با درک عمیق و والا از موقعیت و شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اقوام محروم افغانستان ظهور کرد، رهبری مردم دردمند را به عهده گرفت و توانست در مدت یک دهه گفتمانی را بوجود بیاورد که در آن به جای فرهنگ استبداد و انحصار، فرهنگ مشارکت، وحدت و برقراری عدالت اجتماعی سرلوحه گفتمانهای دیگر جامعه قرار گیرد و مصدری شود برای احقاق بر حق مردم مظلوم افغانستان.
با یک نگاه کوتاه و تأملی بر افکار و شخصیت شهید مزاری(ره) می توان آرمان، اندیشه، افکار و دیدگاههای این ابر مرد تاریخ معاصر کشور را در دو مقوله دسته بندی کرد:

 

الف: در مقیاس کلان و ملی  
     ب: در حوزه قومی

 

الف: در مقیاس ملی
در این مقیاس اندیشه، افکار، و عملکرد شهید مزاری(ره) با مبارزه در جبهه های نبرد بر علیه عوامل و تجاوز خارجی و رهبری مردم در دفاع از وطن نمود پیدا می کند. این مرد بزرگ که همیشه استقلال کشور را آسیب پذیر می دید، برای درمان آن بر حاکمیت ملی، آزادی، برابری و مشارکت تمام مردم افغانستان در تعیین حقوق ساکنان این مرز و بوم تأکید می کرد و در راه عملی شدن آن اقدامات مؤثری انجام داد که تاکنون در ادبیات سیاسی تاریخ معاصر کشور بی سابقه بوده است. او در راه استقلال و تمامیت ارضی کشور با نیروهای ارتش سرخ(شوروی سابق) به مبارزه جدی و عملی برخاست و همیشه در صف مقدم جبهه نبرد رهبری نیروهای مجاهدین را بر عهده گرفت. شهادت نزدیکترین یاران و افراد خانواده اش مؤید مطلب در این راه است.
شهید مزاری بر این عقیده اصرار داشت که استقلال زمانی محقق می شود که آن کشور دارای حاکمیت ملی باشد که در آن مشارکت تمام مردم افغانستان در نظر گرفته شود و حاکمیت ملی زمانی ایجاد می گردد که شهروندان کشور با اراده خود حکومت دلخواه و مورد تأییدشان را به وجود آورند. دهه پنجاه و شصت اوج مبارزه این قائد بزرگ با بیگانگان و عوامل داخلی آن در جهت ایجاد استقلال برای کشور بود.

 

ب) در مقیاس قومی:
شهید مزاری معتقد بود که باید مسیر تاریخ سراسر استبداد و انحصار تغییر کرده و تبدیل به تاریخ عدالت و مشارکت گردد. تاریخ معاصر افغانستان با استبداد و انحصار شروع شده و بیش از دو قرن تاریخ مسلط بر افکار و اندیشه های مردم این کشور بوده است.
شهید مزاری با شناخت دقیق از موقعیت جامعه و شرایط حاکم بر آن، اقدام به ایجاد پروژه بزرگ ملی نمود و آن گفتمان وحدت ملی، مشارکت سیاسی، برابری و عدالت اجتماعی و مشارکت آحاد مردم در حاکمیت می باشد.
شهید مزاری برای عملی کردن این پروژه بزرگ اقدام به بیداری ملیت های محروم ساکن کشور نمود و دردهای تاریخی که توسط حاکمان مستبد گذشته بوجود آمده بودند را به مردم کشور تفهیم کرد و این مفهوم را برای همه فرهنگ سازی نمود که اگر مردم یک کشور اراده کنند می توانند پایه های استبداد  و انحصار را که تمام مشکلات و مصائب مردم از آن سرچشمه می گیرد، به لرزه در آورده و نابود سازند و آنچنان که خود می خواهند در کشور زنده بمانند و زندگی کنند. او در این راه به گفتگو و متقاعد نمودن رهبران، مردم، افراد و شخصیت های مؤثر در اجتماع پرداخت و آنان را به سمت تشکیل و برقراری وحدت ملی، عدالت اجتماعی هدایت و راهنمایی نمود و خود پیشگام این نهضت مردمی گردید و سرانجام جانش را در راه آرمانهای مردم کشور از دست داد.
اکنون دوازده سال از شهادت این مرد بزرگ می گذرد و تا هنوز اهداف، آرمانها و
 اندیشه های این قائد بزرگ در محافل و گفتمانهای فکری کشور مطرح است و هر روز از زاویه جدیدی توسط اندشمندان و متفکران جامعه به آن نگریسته می شود و این اندیشه ها راهنمایی است برای عملی شدن پروژه ملی عدالت اجتماعی و حاکمیت مردم بر مردم در افغانستان.
بر تمام نخبگان، اندیشمندان، متفکران و نویسندگان جامعه ما است که با بسط و فرهنگ سازی اندیشه های شهید مزاری(ره) راه دشوار پروژه عدالت اجتماعی را در کشور هموار نموده و راهبردهایی برای عملی شدن این اندیشه ها و عملکرد احزاب، گروههای سیاسی و شخصیت های مؤثر در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایجاد نمایند که این راهبردها رسیدن به اهداف تعیین شده را تسهیل می نماید.

 


حرف دوم:  کابل اکسپرس؛ اثری هنری یا توطئه فرهنگی

 

پنج سال از برقراری صلح و حاکمیت دولت جدید و تأسیس نهادهای اجتماعی و فرهنگی در کشور می گذرد، امید می رفت گذشت این مدت باعث ایجاد فضای اعتماد و تعامل شود، اما تضاد، کشمکش، تناقض و ابهام در عملکرد نهادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نه تنها این امید را یک سره بر باد داد، بلکه میدان را نیز برای جولان دادن عوامل مخرب باز گذاشت.
ساخت فیلم سینمایی «کابل اکسپرس» که توسط یک شرکت هندی مربوط به سینمای بالیوود(سینمای هند) در افغانستان نمودی از این واقعیت است. سازندگان کابل اکسپرس با نقشه و توطئه سیاسی و فرهنگی از پیش تعیین شده که دستهای پیدا و پنهان داخلی و خارجی در آن دخیل می باشند خواسته اند نقشه هایشان را در قالب یک اثر سینمایی که تأثیری شگرف بر احساسات مخاطب می گذارد از شرایط کشور به مرحله عمل برسانند.
از آنجایی که جنگ سیاسی و فرهنگی در جهت تصاحب قدرت به صورت پنهان در کشور برای حذف و جلوگیری از مشارکت بعضی اقوام جریان دارد این بار این عوامل از زاویه فرهنگی خواسته اند تا با نشان دادن واقعیت ها به صورت وارونه که مبتنی بر شایعات و خیالپردازی های کارگردان سازنده فیلم، «کبیر خان» هندی و همکار افغانی اش «حنیف همگام» و دیگر عوامل داخلی آن می باشد بتواند تصویری منفی از روابط و تعامل بین اقوام کشور نشان داده و چهره منفی از آن در مجامع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایجاد نمایند تا از این طریق بتوانند مسیر مشارکت سیاسی و اجتماعی اقوام را در ساختار قدرت و
عرصه های مختلف اجتماعی و فرهنگی سد کنند و خودشان از وضعیت بوجود آمده، قدرت و حاکمیت استبدادی و انحصاری شان را تثبیت و محفوظ نگه دارند.
در این فیلم که به صورت آشکار به قوم هزاره توهین شده است نه تنها فیلم را یک اثر هنری بلکه یک اثر توطئه آمیز و مخرب در عرصه های هنری، فرهنگی و اجتماعی معرفی کرده است. همچنین نقض آشکار حقوق اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قومی است که بیشترین نقش را در تحکیم پایه های استقلال، حاکمیت ملی، وحدت ملی و ایجاد فضای اعتماد و تعامل مثبت بین اقوام کشور در طول تاریخ معاصر داشته اند.
در اینجا نمی خواهیم زیاد به موضوع و نقد این فیلم بپردازیم در این رابطه  مقاله ای با عنوان «کابل اکسپرس؛ نقد و تحلیل» از دکتر همت فاریابی در بخش فرهنگی اجتماعی همین شماره کلکین به چاپ رسیده که خوانندگان محترم را به مطالعه آن توصیه می نماییم.
اما در این فرصت به این نکته اشاره می کنیم که از دولت که حامی ملت است و به عنوان متولی امور فرهنگی، انتظار می رفت که قبل از بروز چنین فاجعه ای دست به کار شده و با آگاهی از اینکه کشور ما مستعد کشمکش های قومی است علاج واقعه قبل از وقوع انجام
می داد. اما متأسفانه چنین استنباط می شود که نقش ارگانها و سازمانهای دولتی در ساخت و همکاری این فیلم بی تأثیر نبوده است. وزارت اطلاعات و فرهنگ که مجوز ساخت صادر نموده و مؤسسه دولتی افغان فیلم که مستقیم در ساخت فیلم مشارکت کرده اند، نمونه ای از همکاری سازماتهای دولتی در ساخت اثری می باشد که پیامدی جز تخریب عناصر ملی و تعامل مثبت اجتماعی اقوام به دنبال نخواهد داشت. 
این فیلم بیش از اینکه ضربه ای بر پیکره وحدت ملی افغانستان باشد عریان کننده ذهنیت جریانی مستبد و انحصار طلب است که پشت نقابی ظاهر الصلاح مخفی شده اند و تفکراتشان را در ساخت و محتوای این فیلم به نمایش گذاشتند. در صورتی که تمام مردم افغانستان با یک بار دیدن این فیلم به این واقعیت پی می برند که اهداف سازندگان فیلم و عوامل پیدا و پنهان داخلی و خارجی آن تخریب فضای اعتماد و تعامل اجتماعی بین اقوام افغانستان است و عوامل سازنده فیلم در پرواندن این ایده بسیار ناموفق عمل کرده اند.
ما ضمن اینکه ساخت چنین اثری را به شدت محکوم می نماییم از سازمانهای حقوق بشر خواستار مجازات سازندگان فیلم هستیم. همچنین باز هم بر این نکته تأکید می نماییم که حرکت های از این دست باعث ایجاد فضای بدبینی و عدم اعتماد در کشور می گردد و روز به روز منجر به شکاف اجتماعی بین اقوام شده و حرکت به سمت توسعه را با چالش جدی مواجه می نماید و این به هیچ وجه به صلاح ملت و دولت افغانستان نیست.

والسلام- مدیر مسئول

---------------------------------------------------------

سرمقاله شماره های قبل...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 2:0  توسط کلکین  |